درباره وبلاگ

فرهاد ترابي
ليسانس زبان انگليسي-دبير
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
در چند شب متوالي سريال زير تيغ از جنبه هاي مختلف مورد نقد و برسي قرار گرفت.شايد اين اولين بار بود كه دادستان تهران و دكتر ميرمحمد صادقي از مدرسان حقوق در كنار نمايندگان مجلس در جلسه نقد و برسي يك سريال شركت مي كردند.اين را بايد به فال نيك گرفت،چرايش را عرض مي كنم:يكي از دلايل اصلي بي اعتنايي به سينما و تلويزيون در نزد بعضي از اهل فكر يا كساني كه به نحوي در ساختار قدرت قرار دارند برمي گردد به عدم تعامل و مباحثه بين هنرمندان و اين قبيل افراد كه مي توانند در جايگاه خود مدافع خوبي هم براي رسانه و هم براي سينما باشند.مثلا فلان قاضي يا دادستان يا پزشك و يا هر شغل ديگري كه به نوعي با تفكر سر و كار دارد وقتي از رسانه نتواند سيماي واقعي خود و صنف خود را ببيند كل آن برنامه را آبكي و بي مايه مي داند چون در اولين گام او از رسانه يا سينما توقع واقعيت محض را دارد و هيچ چيز ديگري را برنمي تابد.ولي وقتي گروهي از زعماي اين قوم با منتقدان و هنرمنداني كه آنها هم استدلالهاي خود را دارند مواجه شوند و همديگر را به چالش بكشند هردو گروه سود خواهند برد و از آن به بعد ديدگاه هاي خود را تعديل خواهند نمود.اين موضوع مي تواند تاثير خوبي بر روحيه سياستمداران و مسولين مملكت داشته باشد و كوچكترين نفع آن اين است كه آن فرد از فرداي آن برنامه جدي تر سينما و تلويزيون را دنبال خواهد كرد و در اين ميان اطلاعات خود را هم بالا خواهد برد تا در جلسه احتمالي بعدي به اصطلاح كم نياورد.اين يعني تربيت مخاطب حرفه اي در سطوح بالا، چون اين افراد قدرت تاثير گذاري بر افراد زيادي را دارند.
نوشته شده توسط فرهاد ترابي در Thu 19 Apr 2007 ساعت 15:36 موضوع نقد فیلم | لینک ثابت
تماشاي كلينت ايستوود در هري كثيف كه از برنامه صد فيلم پخش شد يك بار ديگر نگاه ها را به سوي ستارگاني كه سينما با و جود و بركت آنها سينما شده جلب كرد.هري كثيف كه خشونت و قساوت را در دستان هنرمند خود به يك امتياز تبديل كرده بود.چقدر امروز سينما به اين ستارگان قلندر نياز دارد تا انسان غرق شده در مناسبات اجتماعي دست و پاگير را كمي از فضاي مسموم و كليشه اي پيرامون نجات دهد.ما هنوز براي ستارگاني كه در زندگي روز مره نقدشان مي كنيم و به حسابشان نمي آوريم احترام قائليم و در اعماق وجودمان جايي كه روشنفكري در آن راه ندارد و ما هستيم و بدويت اصيل وجود،برايشان هورا مي كشيم واز قد و قامتشان كيف ميكنيم.امروز ستاره ها مي خواهند مثل خود ما باشند و برايمان زندگي را آنچنان كه ما مي بينيم بازي كنند،اما ما از ستاره ها انتظار ديگري داريم انتظار داريم مرد تر و لوطي تر از همه كساني باشند كه تا به حال ديده ايم .انتظار داريم گاهي برايمان بخوانند ،گاهي برايمان آدم بدها را از پا در بياورند و به خاطر ما هيچ وقت نميرند حتي اگر تانكي به سوي آنها شليك كرده باشد.حكايت عجيبي است اين پارادوكس روشنفكري و بدويت در وجود ما.
نوشته شده توسط فرهاد ترابي در Mon 16 Apr 2007 ساعت 1:36 موضوع نقد فیلم | لینک ثابت
چهارصد ضربه ساخته فيلمساز موج نو فرانسه فرانسوا تروفو از برنامه سينما يك پخش شد.فيلمي در مورد تباه شدن انسانها در چنبره روابط و ضوابط غلط اجتماعي .مادر اگر به كودك خود محبتي مي كند به خاطر مهر مادري نيست بلكه به خاطر حق السكوت دادن و سر پوش بر يك راز است.و پدر اصلا يك ناپدري است و حتي در اداره خانواده و همسر خود هم ناتوان است.پسري كه براي بالزاك شمع روشن مي كند و با الهام از نوشته او در مورد مرگ پدر بزرگش انشا مي نويسد !متهم به سرقت ادبي مي شود و بعد ها مي بينيم او ادبي را از كنار سرقت بر مي دارد و به جايش واژهاي ديگر مي گذارد.چون او در آن سن و سال چيزي از سرقت ادبي نمي داند.تروفو در اين فيلم مانند خيلي از فيلمهاي اروپايي نگاه مثيتي نسبت به مدرسه ندارد و از نگاه او مدرسه قربانگاه استعدادهاي نابي است كه در زير نگاه غير قابل انعطاف مديران و معلمان فسيل شده اند.خيابان گردي و پرسه زني آنتوان در واقع نوعي گشتن براي پيدا كردن همان خودي است كه منحصر شده در بردن زباله و رفتن به مدرسه.پيدا كردني كه در جهان خالي از جولان تجربه سر از قانون هاي سفت و سخت و دار التاديب در مي آورد.فيلمساز در اين فيلم حوادث و ماجراهايي را كه باعث شده آنتوان گام به گام به سمت تباهي برود را به صورت گزارشي و گذرا بيان كرده است كه اين برمي گردد به روحيه نقد نويسي و روزنامه نگاري تروفو.صحنه شمع روشن كردن براي بالزاك در حقيقت مرثيه سرايي بر استعدادهايي بود كه هر روز در معرض اضمحلال قرار دارند.
نوشته شده توسط فرهاد ترابي در Fri 13 Apr 2007 ساعت 14:9 موضوع نقد فیلم | لینک ثابت
وبلاگ مهرزاد دانش فيلتر شده؟اين اولين چيزي است كه جماعت وبلاگ باز در حوزه سينما بعد از اينكه چندين بار روي مهر خرد كليك مي كنند و به در بسته مي خورند با خود مي گويند.يعني واقعا قصه همين است ؟اگر احتمالا اين قضيه فيلتر كه در تمام كامنت ها به آن اشاره شده راست از آب در آمد چه؟يادتان هست آخرين مطلب مهرزاد دانش چه بود ؟در مورد نقد و قضاوت بود و اينكه از نظر او ..... واي چه مي گويم ؟مهرزاد خان چرا در وبلاگ هاي ديگر در اين مورد توضيح نمي دهي؟شما كه اهل سر كار گذاشتن خلق ا... نبودي؟فيلتر وبلاگ مهرزاد دانش در صورت واقعيت از فيلم ساختن ابطحي هم عجيب تر است!راستي چرا سايت سينماي ما از كنار اين موضوع به را حتي گذشته است؟خدا كند زودتر بيايد....
نوشته شده توسط فرهاد ترابي در Wed 11 Apr 2007 ساعت 22:59 موضوع واگويه | لینک ثابت
براي ديدن خون بازي رفتم سينما .كجا،پرديس تماشا اگه اسمش را درست گفته باشم.در يافت آباد.علاوه بر خون بازي ،اخراجي ها و مهمان هم در سالن هاي ديگر روي پرده بود.چند جوان كه از ديدن خون بازي كلافه شده بودند داد مي زدند آقا بريد اخراجي ها خون بازي مزخرف بود.با خودم گفتم عجب حكايتي شده اين سينما ،فيلم اول يك آدمي ميشه به به و فيلم رخشان بني اعتماد ميشه اه اه.راستش گاهي وقتها فكر مي كنم كي اين وسط مقصره؟چرا سينمايي كه داراي وقار و وجاهت است و پشت آن سالها تجربه و خون دل خوردن وجود دارد در يك ماراتون نفس گير بايد به گرد يك فيلم كه بعد از ده دقيقه فقط لطيفه هاي آن ياد آدم مانده است ،نرسد؟آيا اين تقصير متوجه متوليان فرهنگي نيست؟آيا متوجه آموزش و پرورشي كه ذوق و درك بصري دانش آموزان را به مسلخ برده نيست؟چند نفر از همكاران من در آموزش و پرورش مي توانند يك فيلم خوب به دانش آموزانشان معرفي كنند؟؟
نوشته شده توسط فرهاد ترابي در Sun 8 Apr 2007 ساعت 0:41 موضوع نقد فیلم | لینک ثابت
ای بابا در این ایام عیدی اعصاب آدم به هم می ریزد،چرا؟یه سری به سایت سینمای ما بزنید لطفا...مسعود ده نمکی،بزرگوار تو رو جون هر کی دوست داری بس کن!آره بس کن .عزیز من داورها را که شستی و گذاشتی کنار،حالا نوبت منتقدها شده؟اینجا را دیگه بد اومدی!این جماعت از هر چی بترسه از شلتاق فیلمسازها ابایی نداره.آقا هرچی باشی از حاتمی کیا که بیشتر اعتبار نداری،اگه از فیلم ایشون هم خوششون نیاد نقد می کنند.عزیزم همین که فیلم شما را نقد می کنند یعنی باید به خودت ببالی ،چون خیلی ها آرزو دارند در مورد فیلمهاشون مطلبی نوشته بشه ،چه خوب چه بد. برادر ده نمکی به جای تکرار گفتمان های بیات شده یه خرده جنتلمن باش،حداقل یه خرده حرفه ای تر برخورد کن،باور کن اگه هنرمند بودنت تثبیت بشه فحش هم که بدی کسی نمی رنجه.این قوم فحش خورشون ملسه،آره عزیزم سعی کن حرفه ای بشی.![]()
![]()
نوشته شده توسط فرهاد ترابي در Tue 27 Mar 2007 ساعت 17:36 موضوع نقد فیلم | لینک ثابت