درباره وبلاگ

فرهاد ترابي
ليسانس زبان انگليسي-دبير
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
راستش وقتی دکتر بعد از مرگ همسرش شروع به کفر گویی کرد و بعد هم زود توبه کرد با خودم گفتم این توبه زود رس موتور فیلمنامه را خاموش کرد و دیگه این فیلم راه نمیفته.تا اینکه الیاس اومد و باز شخصیت مثبت او در ابتدا بر این گمان دامن زد.همه دلشون می خواست بدونند این دکتر نظر کرده ته کارش به کجا میرسه تا اینکه الیاس شیطانی دست خودش را رو کرد و فیلمنامه خسابی تکون خورد..خدایی اگر طرفدار کارهای سیروس مقدم هم نباشیم و هنوز هم از پلیس جوان خاطره بد داشته باشیم ،نباید منکر کشش دراماتیک فیلمنامه تا قسمتهای نهایی باشیم.همه ما دلمون می خواست ببینیم دکتر وقتی به شیطان بودن الیاس پی میبره چه واکنشی نشون میده و یا سرنوشت رز با اون بابای پولدار که دهن خیلی ها را آب میندازه چی میشه!خیلی از مردم میدونند که شیطان این همه قدرت نمیتونه داشته باشه اما همون آدمها سالها با فیلم و تلویزیون سر و کار داشته اند و تشخیص میدن که اینا همه فیلمه پس بر سوسول نشون دادن شیطون در این فیلم اشکال زیادی وارد نیست....اشکال واقعی در آب بستن به فیلمنامه و کش دادن اونه که باز هم برای مخاطبی که پلیس جوان را از سیروس مقدم دیده اشکالی به حساب نمیاد.اغما با صحنه فرار رز از آن خانه تمام شده بود اما از آنجایی که سیروس خان روی آنتن را خیلی دوست دارد این دو قسمت مزخرف به آن اضافه شده است.البته اگر یک کارشناس شیطانولوژی می توانست در این مورد اظهار نظر کند که آیا یک شیطان می تواند اینقدر مافیایی کار کند و مثل یک قاتل زنجیره ای عمل کند،بد نبود.خلاصه اگر شنیدید که شیطان رفته بالای برج میلاد و از دست صدا و سیما قصد دارد از آن بالا به پایین بپرد زیاد تعجب نکنید.به قول فرزاد حسنی فکر کن شیطان رفته بالا و صداش بدون بلند گو به گوش همه شهر میرسه....اگه بشه چی میشه....
نوشته شده توسط فرهاد ترابي در Mon 15 Oct 2007 ساعت 17:57 موضوع نقد فیلم | لینک ثابت