درباره وبلاگ

فرهاد ترابي
ليسانس زبان انگليسي-دبير
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY

جبر و اختیار و این حرفها را ول کنیم....اینکه تقدیر اینچنین بوده و هست.کی دلش میخواد جای این باشه مسلما هیچ کس...کی دلش لک زده برای الاغیت،مسلما هیچکی...
شما فکر می کنید اگر این الاغ می تونست با ما حرف بزنه چی میگفت؟؟از ما چه تقاضایی می کرد؟همه حدس می زنیم که می گفت کمتر بارم کنید ،بگذارید یه نفسی راست کنم نه؟؟
خداییش ته ته دل آدمها هم همین نیست یه لحظه مرا به بودنم وا گذارید؟؟
نگاه کنید چقدر خسته به نظر میرسه؟؟
فردا برای یک الاغ چه مفهومی داره؟
کی تا به حال درد دل یک الاغ را شنیده؟؟
نوشته شده توسط فرهاد ترابي در Fri 20 Jul 2007 ساعت 21:35 موضوع | لینک ثابت