از روز گار سربداران و افسانه سلطان شبان و سرکار خانم اوشین همیشه سریال  های پر طرفدار سیما در روزهای شنبه و دوشنبه و چهار شنبه پخش می شد.گویا مردم با این روزها قرار نانوشته ای دارند و سریال بینی را در برنامه روزانه جای می دهند.روزهای بدی هم نیست و اهل خانه بیشتر در خانه اند تا خدای ناکرده در مهمانی و عروسی و زبونم لال سینما.پس با این وجود جمعه شبها زیاد فرصت سریال دیدن نیست.حال چه شده که شهریار را در این زمان پخش می کنند نمی دانم.البته این را نباید با یانگوم مقایسه کرد چون شهریار نه آن سفره های رنگین را دارد و نه آن دلبرکان زیبا  رو را که خیلی ها را کم کم  حاج یونس می کرد.شهریار شروع خوبی دارد و این شروع در وهله اول مدیون انتخاب درست بازیگران آن است .بازیگرانی که طنازی شاعر را به خوبی دارند و برای به رخ کشیدن آن زور زیادی نمی زنند.از شیرین زبانی های محمد حسین کوچک گرفته تا مباحثات پدر و پسر در ادبیات .صحنه شب ادراری محمد حسین کوچک که با جوابی رندانه همراه بود و مکالمات او با ابراهیم ادیب و بعد بحث او با پدر در مورد حافظ نشان از هوشمندی سازندگان این مجموعه برای در دل نشاندن آن دارد.چرا که رمز موفقیت شهریار جاری کردن وجوه تغزلی شعر او در بافت کلی اثر است که اگر این مهم اتفاق نیفتد چیزی خواهد شد شبیه جابرابن حیان که از وجوه علمی او تاخت و تاز اسبان و نعره مردان در یادها ماند.هر چند حسن جوهرچی گفته بود خوشحالم که مردم با شنیدن نام جابر یاد من خواهند افتاد.این طنازی را می توان در سایر آدمهای داستان هم دید.از خواستگار مشنگ گلرخ گرفته تا بیوک طرفدار سینه چاک محمد خیابانی.این آدمها به کمال تبریزی که نشان داده موقعیتهای ظریف طنازانه را می شناسد،فرصت داده است تا شهریار جوان را بهتر بشناساند.خوشتر آن باشد که سر دلبران   گفته آید در حدیث دیگران.کاش مردم مبارز و انقلابی و در صحنه ما به اندازه نصف توجهی که به یانگوم نشان دادند ،به این سریال هم که در همان وقت و زمان در حال پخش است توجه کنند.

شهریار سخن یک ایرانیست خدا کند ما هم ایرانی باشیم.

 


 

نوشته شده توسط فرهاد ترابي در Sat 15 Dec 2007 ساعت 19:30 موضوع نقد فیلم | لینک ثابت